گروه مشاوران کسب و کار کارفرمانیوز
کارفرمانیوز
شعرهاي شاپور احمدي
**انجمن مجله اتاقک**
مجتبی علیمی- تـــرانه
چرند و پرند
کافه ترانه
زنانه نويسي
کتاب کتیبه
ارسال ایمیل به مجله
علی قزل سوفلو
عضویت انجمن
شعرخانه
دانلود موزیک
فرح منصوری - ترانه سُرا
احمد شاملو
زندگینامه ها
ثبت دامنه
صفحات دیگر مجله
تبادل
لینک هوشمند
سایتهای دارای موضوع مرتبط با مجله برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
مجله الکترونیکی اتاقک
و آدرس
otaghack-site.tk
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
در سالهاي نه چندان دور، موسيقي پاپ داخل ايران آن قدر اعتماد به نفس كمي داشت كه حتي فكر نميكرد بتواند مخاطبان داخل را به خود جذب كند، آن هم در فضايي كه موسيقيهاي لسآنجلسي به وفور يافت ميشد. با بازتر شدن فضاي موسيقي پاپ و ظهور و بروز خوانندگان و آهنگسازان با استعداد اين معادلات به هم ريخت و موسيقي پاپ ما دچار تحول شد. بهطوري كه امروز بحث از مخاطب داخلي فراتر رفته و خارج از كشور رسيده است.
هرچند اين اتفاق تبديل به روند گسترده نشده و فقط به چند مورد در سال خلاصه شده، اما ميتواند شروع يك جريان باشد، مثل همان تك آهنگهايي كه در موسيقي پاپ ما جرقه اتفاقات مبارك و بزرگي را زد و توجهها را از لسآنجلس به تهران كشاند.
دستههاي عجيب و غريب
محمدرضا چراغعلي، آهنگساز شناخته شده موسيقي پاپ درباره اين وضعيت معتقد است: «در سالهاي اوليه پس ازانقلاب موسيقي پاپ نوپا بود و سالها طول كشيد تا شخصيت خود را پيدا كند. حالا ديگر موسيقي پاپ ما به قدرت و توان بالايي رسيده است. در آن زمان توان رقابت با موسيقيهاي لسآنجلسي وجود نداشت ولي حالا به جرأت ميتوان گفت موسيقي پاپ داخل ايران قوت و غناي بالاتري از موسيقيهاي پاپ خارج از ايران را دارد. امروزه به همين دليل خوانندههاي ما ميتوانند در خارج از ايران با سالنهاي پر كنسرت دهند.»
وي البته اشاره ميكند برخي مشكلات به موسيقي لطمه زده و ادامه اين روند خطرناك است و ميتواند موسيقي را از مسير پيشرفت كنار بزند. چراغعلي ميگويد: «بزرگترين بحران موسيقي كشور ما اين است كه به دستههاي عجيب و غريب زيادي تقسيم شده، موسيقي صدا و سيما، موسيقي وزارت ارشاد، موسيقي زيرزميني و... موسيقياي كه از ارشاد مجوز ميگيرد. از صدا و سيما پخش نميشود و موسيقي كه اين نهاد آن را مجاز ميداند آن يكي غيرمجاز ميشمارد. اين چند دستگيها بلاي جان هنرمندان شده و انرژي آنها را ميگيرد.
آن چيزي كه موسيقي را چند دسته كرده، مميزي است. در حالي كه مردم حق دارند موسيقي خود را انتخاب كنند و در هر صورت اين كار را ميكنند. وقتي ماهواره و اينترنت به راحتي موسيقيهاي مختلف خارجي و داخلي را به دست مردم ميرساند، اين تقلاي ما براي چيست؟ بگذاريم موسيقيهايي چون راك و رپ و پاپ در مسير شفاف قانوني به راحتي حركت كنند تا به راههاي ديگر نروند.
با اين تمهيدات موسيقي ما جان تازهاي ميگيرد و آن وقت خواهيد ديد كه مخاطبان خارجي چه استقبالي از آثار مجاز ايراني خواهند كرد.»
محمدرضا چراغعلي همچنين درباره كيفيت كنسرتهايي كه در خارج برگزار ميشود حساسيت دارد و معتقد است بايد استانداردهايي را براي آن قائل شد: «اجرا در هر جمع چند صد نفره، در خارج از كشور، كنسرت نيست. بايد كنسرتهايي كه در سالنهاي بزرگ و حرفهاي برگزار ميشود استانداردهاي لازم را داشته باشد تا بتوان نام آن را كنسرت گذاشت. برخي اوقات شاهد اين بودهايم كه خوانندهها به جمع كاركنان سفارتهاي ايران ميروند، براي آنها ميخوانند و نام كنسرت براي اين برنامه ميگذارند در حالي كه اينها كنسرت نيستند.»
سكوت معنادار
اما كسان ديگري هم هستند كه نظري مخالف دارند و عكسالعمل مثبتي درباره سؤال ما نشان نميدهند و ميگويند اين كنسرتهاي خارجي به دليل رشد موسيقي پاپ ما نيست و دلايل ديگري دارد. حتي شايد يك اتفاق عادي است.
نيما مسيحا با شنيدن اين سؤال ما سكوت معناداري ميكند و ميگويد: «ترجيح ميدهم بگويم هيچ نظري در اين مورد ندارم» و خواننده ديگري چون علي تفرشي حرف ميزند ولي ميگويد اينها درددل با يك خبرنگار موسيقي است و لزومي ندارد منتشر شود. او هم از حرف زدن درباره اين سؤال امتناع ميكند و ميگويد: «پاپ امروز ما حال و روز خوبي ندارد. اين كنسرتها مهم نيست و بايد به مشكلات اصلي موسيقي بپردازيم. به شما رسانهها هم توصيه ميكنم سراغ آن موضوعها برويد. اين چيزها را رها كنيد.» باقي حرفهايي را هم كه ميزند ترجيح ميدهد منتشر نشود.
فرار از دردسر
عكسالعمل سامان احتشامي آهنگساز و نوازنده پيانو در برابر سؤال ما جالب بود. او گفت: «اين كنسرت دادنها دليل خاصي ندارد و چون در ايران نميتوان يك كنسرت درست و حسابي داشت، خوانندهها ترجيح ميدهند به خارج بروند. كنسرت دادن در داخل كشور بسيار سخت است و تمامي آن هزينه است. هزينه تبليغات سرسامآور است. گروه جمع كردن هم مشكلات خاص خود را دارد. چندين مرحله و فيلتر بايد طي شود تا به كنسرت مجوز دهند. از آن طرف زمان ايدهآل براي كنسرت دادن در كشور ما بسيار كم است.
در سه ماه آخر سال، هنرمندان درگير جشنواره فجر هستند و سالنها نيز پر از برنامههاي فرهنگي، هنري جشنوارهها است. ماه آخر و اول سال نيز همه درگير عيد و تعطيلاتاند و همهجا هستند به غير از تهران. در ماههاي امتحانات و كنكور هم به تجربه ثابت شده كه استقبالها خوب نيست. در اين وضعيت چند ماه ايدهآل براي كنسرت ميماند كه برنامهريزي براي آن سخت است. كنسرت دادن خارج از ايران اين دردسرها را ندارد. با چند تبليغ تلويزيوني ميتوان مردم را به سالن كشاند. بقيه ملزومات نيز با پول حل ميشود. كنسرت دادن در خارج، درآمد خوبي دارد، در حالي كه در داخل تمام پول صرف هزينههاي كنسرت ميشود و در آخر هم بازگشتي نيست. دستمزد نوازندهها خندهدار است، دستمزد ديگر عوامل بدتر، ما آنقدر روند اداري و نظارتي طولاني داريم كه هنرمند را از كنسرت دادن پشيمان ميكند.»
وي همچنين در پايان صحبتهاي خود ميگويد: «كنسرت دادن خارج از ايران يك اتفاق شايسته است و باعث آشنايي ديگر ملتها با موسيقي ما نيز ميشود. بايد براي آن برنامهريزي كرد، ولي مهمتر اين است كه روند خلق آثار هنري در ايران آسانتر شود و هنرمند وقتي اثري ميسازد بايد سريع به دست مخاطب برسد. من از ابتداي فعاليتم از ۱۴ سالگي، مجاز كار كردهام و كسي نيستم كه خط قرمزها را رد كنم. هنرمندان خودشان چارچوبها را ميشناسند و واقعاً دليلي ندارد تا اين حد براي آنها مانع تراشيده شود. موسيقيهاي بيكلام كه نبايد نياز به مجوز داشته باشد. اين آثار مگر چه چيزي دارند؟ حالا اگر در موسيقيهاي باكلام ترس از وجود واژههاي زشت و يا مفاهيم خاص است، دليلي ندارد موسيقي بيكلام هم درگير همان معادلات شود. حتي براي موسيقيهاي باكلام نيز ميتوان شعرها را بررسي كرد و به شعرها مجوز داد و چگونه خوانده شدن آن را به هنرمند سپرد تا خلاقانه عمل كند. اين نظارتهاي دستوپاگير هنرمند را خسته ميكند و باعث ميشود او كار زيرزميني كند و يا به خارج برود.»
نكته جالب اظهارات اين فعالان عرصه موسيقي ختم شدن همه صحبتها به مميزي و روند صدور مجوز بود. جداي از اين بحث، همه هنرمندان تأكيد ميكردند كه نفس كنسرت گذاشتن در خارج از ايران مفيد و ضروري است، چون به اندازه كافي مخاطب در خارج از ايران وجود دارد و بايد براي اين مخاطبان برنامهريزي كرد. البته اگر اين كنسرتها تنها براي برخي خوانندهها باشد مطمئناً پيام فرهنگي خوبي منتقل نخواهد شد. همه اذعان دارند كه هنر يكي از راههاي تأثيرگذار براي معرفي ملتهاست، پس مسئولان بايد شرايطي فراهم آورند كه خوانندگان شايسته پاپ بتوانند خارج از مرزها براي ايرانيان و حتي خارجيها بخوانند و پيامهاي مثبتي از كشور به آنها منتقل كنند. پس بايد براي برگزاري هرچه بيشتر و بهتر كنسرتهاي حرفهاي با استانداردهاي حرفهاي بالا برنامهريزي كرد و مخاطبان را از موسيقيهاي سطحي و بازاري خارج از ايران دور كرد.
نظرات شما عزیزان: